یک میلیون دلار برای یک پزشک برای یک کیلومتر بیشتر

همه چیز با پوستری آغاز شد که این پزشک در یکی از شعبه های فروشگاه زنجیره ای فدکس درست کرد و آن را در جشن عروسی خود در ماه مه 2007 به نمایش گذاشت. او در این پوستر از میهمانان درخوست کرد به اجرای برنامه اش برای ارائه خدمات سلامت در لیبریا کمک کنند. آن شب 6 هزار دلار جمع کرد.

و اکنون به خاطر تلاش هایش برنده یک میلیون دلار شده است.

دکتر راج پنجابی، پزشک بیمارستان بریگهام شهر بوستون آمریکا و بنیانگذار آخرین کیلومتر سلامت (Last Mile Health) موسوم به LMH  است که به افراد آموزش می دهد تا به ارائه خدمات سلامت در نقاط دورافتاده لیبریا بپردازند. این کشور با کمبود شدید پزشک روبروست و بیش از یک میلیون نفر از مردم آن دسترسی به خدمات اولیه سلامت ندارند. در حال حاضر LMH دارای 300 عضو فعال است که 50 هزار بیمار را در نواحی ریوِرسیز و گراند گِده تحت پوشش دارند.

جایزه یک میلیون دلاری TED توسط کریس اندرسون بنیانگذاری شده و به افراد اعطا می شود تا به تحقق یک آرزو کمک کند. مصاحبه ای را با دکتر پنجابی می خوانیم.

چند نفر به خدمات سلامت دسترسی ندارند؟

سال گذشته بانک جهانی گفت 400 میلیون. چند سال قبل از آن سازمان سلامت جهانی گفته بود 1 میلیارد. واقعیت این است که فکر نکنم کسی بداند. بیشتر افراد (در نقاط دوردست) سرشماری نمی شوند.

یک راه برای ارائه خدمات سلامت به این افراد همان کاری است که LMH می کند—یعنی آموزش بهداشتیارانی (community health workers) که بتوانند به آنان کمک کنند. می توانید تعریف مختصری از یک بهداشتیار ارائه دهید؟

به دلیل کمبود پزشک و پرستار در کشورهای فقیر، افرادی را به مدت چند ماه آموزش می دهند، به طور ایده آل در زمینه طیفی از وضعیت ها. این افراد تقریباً هرگز دانشگاه نرفته اند و دوره متوسطه یا حداکثر دبیرستان را به پایان رسانده اند. آموزش در لیبریا روی درمان مالاریا برای کودکان تا سلامت روانی و پایش بیماری برای ابولا متمرکز است.

آیا این تنها در کشورهای فقیری مانند لیبریا رخ می هد؟ در آمریکا هم بهداشتیار هست؟

براساس آمار اداره کار، در آمریکا 48 هزار بهداشتیار داریم. در میان سرخپوستان ناواهو به آنان نماینده بهداشت می گویند. در هارلم مربی بهداشت نام دارند و احتمالاً روی دیابت متمرکز هستند.

و حقوق می گیرند؟

بیشتر این برنامه ها در کشورهای در حال توسعه به بهداشتیاران پولی نمی دهند. آنان داوطلبانه کار می کنند. اما برخی از ما معتقدیم اگر واقعاً بخواهیم برای این بهداشتیاران ارزش قائل شویم، باید مانند کارکنان رسمی با آنان رفتار کنیم و این به معنی یک دستمزد ثابت است. این دستمزد در لیبریا—برای بهداشتیاران LMH—در حال حاضر 70 دلار در ماه است اما باید افزایش یابد. البته یک مطالعه از سوی یونیسف نشان داد از 20 برنامه در آفریقای شرقی، 60% بهداشتیاران حقوق نمی گیرند.

این بهداشتیاران مدرک پزشکی ندارند. آیا مثلاً اجازه تزریقات دارند؟

در برنامه ای در پرو، آنان اجازه تزریق به مبتلایان به سل مقاوم به چند دارو را دارند. در لیبریا به تزریق واکسن کمک می کنند. بهترین برنامه ها یک پرستار دارند که از این بهداشتیاران پشتیبانی می کند و بر تشخیص صحیح آنان نظارت می کند و به طور تصادفی بیماران را می بیند تا مطمئن شود درمان درست و بی خطر انجام شده است.

آیا بیماران با درمان توسط افرادی که تنها چند ماه آموزش دیده اند، مخالفت نمی کنند؟

جامعه اعتماد نمی کرد تا این که این بهداشتیاران شروع به درمان اطفال کردند و والدین مشاهده کردند کودکانی که در حال مرگ بودند، حال زنده هستند. تصور کنید کودک 2 ساله ای دارید که در روستایی در لیبریا دچار تب شده است. باید از طریق رودخانه سوار قایق شوید و سپس 2 روز پیاده روی کنید تا به درمانگاه برسید. والدین بهداشتیاران را دیدند که اطفال آنان را با داروهای پیشرفته درمان می کنند. به تدریج حس احترام ایجاد شد و بزرگترها هم برای دریافت خدمات مراجعه کردند.

شما ارتیاط خاصی با لیبریا دارید، جایی که LMH کار می کند.

من آنجا از والدین بومی متولد شدم. پدرم به دنبال کار مهاجرت کرده و فروشنده بود. مادرم معلم بود. من و خواهرم این فرصت را داشتیم که آنجا باشیم. سپس جنگ داخلی شروع شد. در سال 1990 ناگهان مجبور به ترک آنجا شدیم.

با این حال از آنجا خاطرات خوشی داری.

با هم کلاسی هایم در کلاس چهارم فوتبال بازی می کردیم. با آنان عکس هایی دارم. والدینم هنوز بازنگشته اند اما وقتی 17، 18 ساله شدم به این فکر افتادم که بهتر نیست برگردم؟ این شانس در 24 سالگی به عنوان دانشجوی پزشکی نصیبم شد.

برای یک میلیون دلار چه نقشه ای داری؟

سعی خواهیم کرد پروژه ای طراحی کنیم که شروع آن را در کنفرانس TED در سال 2017 اعلام خواهیم کرد. می خواهیم حیطه فعالیت خود را گسترش دهیم و مؤثرتر باشیم. در آن هنگام، جزئیات بیشتری مشخص خواهد شد.

برای ما سخت است که در غرب تصور کنیم شرایط در نواحی دوردست چقدر سخت است. می توانی برای ما مثالی بزنی؟

در لیبریا مادری کودک 7 روزه اش را به درمانگاه آورد. مادر می دانست کودک بیمار است. خوب شیر نمی خورد. با درمانگاه 8 ساعت فاصله داشت. بالخره خود را به درمانگاه رساند. ما آنتی بیوتیک داشتیم اما کپسول اکسیژن لازم بود. مجبور بودیم به بخش دیگری از درمانگاه برویم، بخش زایمان سزارین، و التماس کنیم تا کپسول اکسیژن خود را به ما قرض بدهند. آنان گفتند، "می توانید کپسول را ببرید، اما اگر مادری بیاید که سزارین لازم داشته باشد، باید آن را برگردانید." برای این دختربچه کوچک از راه لوله بینی اکسیژن شروع کردیم. تنفس او بهتر شد. دوازده ساعت بعد زنی برای زایمان آمد و باید سزارین می شد. باید اکسیژن را پس می دادیم. آن مادر یک دختربچه کوچک به دنیا آورد. دختربچه کوچک ما فوت کرد. یعنی در واقع خفه شد. این دو سال قبل از شروع LMH بود.

از آن مرگ چه خاطره ای داری؟

غم بزرگی بود اما در عین حال به شدت عصبانی بودم. از یکی از پرسنل پرسیدم، "حتی کپسول هم نمی توانید تهیه کنید؟" پاسخ این بود که، "گروه ما تنها موظف است اقلامی را تهیه کند که در مراکز درمانی آفریقا باید باشد." و این سال 2005 بود، نه قرن 18 میلادی. نتیجه: بچه های آفریقایی نیاز به اکسیژن ندارند. امیدوارم یکی از کارهایی که با این جایزه انجام می شود این باشد که به افرادی که به آنان خدمت می کنیم به چشم انسان نگاه کنیم. انسان هایی که در نواحی دور افتاده زندگی می کنند کمتر از من و شما شایسته دریافت خدمات پیشرفته درمانی نیستند.

آیا مراسمی برای این جایزه در نظر دارید؟

یکشنبه به لیبریا می روم تا به گروه مان ملحق شوم. با برخی از بهداشتیاران صحبت کرده ام تا نظر خود را بگویند. احتمالاً یک کیک هم باشد. در لیبریا ما کیک دوست داریم!

منبع

اشتراک در 100 درجه اشتراک گذاری در FaceBook اشتراک گذاری در Twitter ارسال ایمیل به دوستان در Gmail اضافه کردن به Google Bookmarks اضافه کردن به Google Reader ارسال ایمیل به دوستان در یاهو
مطالب مرتبط
نظرات خوانندگان